۱ - بچه های مشارکت و خانواده یک سری از زندانی های س ی ا س ی که برای مراسم دعای کمیل منزل شهاب ط ب ا ط ب ا ی ی جمع شده بودن رو بازداشت می کنن ، هیاهو و تبلیغات روی موضوع خیلی زیاد میشه ، یکی از اعضای ارشد شاخه جوانان قیاس می کنه دعای کمیل رو با پارتی های معمولی و اینکه اگر این افراد در پارتی بازداشت می شدند جای چک و چونه نبود ولی این مراسم ، دعای کمیل بوده ! مراسم این جوانان ایراد نداره ولی مهمانی های جوانان دیگر این مملکت می تونه اتهام باشه ...
۲ - عادل و علی دعوا شون شده ، عادل یک جوون ۲۹ ساله از شاخه جوانان مشارکته که فقط توی ۲ موقعیت رویت میشه ، شب های جشن تولد و عکس با زندانی های آزاد شده . همه عادل رو به عنوان مشتری پر و پا قرص کیک خوردن می شناسن و علی یک دانشجوی ترم سومی ۱۹ ساله اس ، آدمی که داره تمام سعیش رو می کنه که مادر سابقا احمدی نژادی رو ، سبز کنه .
عادل و علی دعوا شون شده ، سر اینکه کی برای جنبش چکار کرده .
عادل ، علی رو متهم میکنه و بهش میگه غیر اینه که تو ، به جز خیابون رفتن و عکس فامیل هاتون رو تو فیس بوک گذاشتن کار دیگه ای نمی کنی ؟! ( جمله از نوع استفهام انکاری است ، یعنی فقط همین کار رو می کنی )
۳ - انقلابی امروز که تا یکی دوسال قبل سطلنت طلب بود و از ۲۵ خرداد به بعد هم در هیچ تجمعی شرکت نکرده ، میگه مردم باید خون بدن ! میگه باید این بسیجی ها و سپاهی ها رو کشت ، میگه شرایط اقتصادی که فشار بیاره مردم همه جا رو آتیش می زنن ... فعل هاش هیچکدوم شناسه "یم " نداره . خودش رو کاملا جدای از مردم میدونه . قراره در حالی که خودش توی خونه نشسته ، مردم کشته بشن ...
۴ - دوستی دارم متعلق به طیف خانواده های سیاسی دهه ۶۰ ، بر خلاف انتظاری که از اون آدم ها میره و می دونی که درد زندان و سختی های س ی ا س ی بودن تو این مملکت رو چشیده ولی نه تنها تو روزای سخت همدرد و همدم نبوده که نمک روی زخم بوده ! هر دفعه خوشحالیش رو از بازداشت آدمها با خنده های مستانه نشون میده . بیشتر نوعی انتقام گرفتن ، یک نوع رضایت درونی از سختی کشیدن بقیه ...
۵ - یکی از بازداشتی های دعای کمیل میگه ما برای تبرئه خودمون تو بازجویی ها می گفتیم ، که یکی فقط خواننده بوده ، یکی فقط راننده ، یکی فقط پسر میزبان و ... اینقدر این موضوع تکرار شده که بازجوها هم قبول کردن و اینا آزاد شدن و اون فردی که ظاهرا هماهنگ کننده بود بعد از چند ماه هنوز تحت بازجوییه ...
۶ - تا منو می بینه میگه چه خبر از دنیای نت ؟! بعد از شنیدن خبرها ، میگه من از وقتی زندانی مون آزاد شده و خیالم راحته ، هفته ای یک ساعت ۵ شنبه ها میرم تابناک رو می خونم و السلام !
من روز به روز بیشتر از آینده این جنبش می ترسم ، حس می کنم هنوز اول ماجراس و هنوز مونده تا بعضی خصوصیت های فرهنگ ایرانی رونمایی بشه . نمیگم همه مردم ولی فکر می کنم بخش بزرگی از مردم به تنها چیزی که اهمیت نمیدن حقوق دیگرانه ...سبز و غیر سبز هم نداره ، هر گروهی تعصب وحشتناکی روی عقیده خودش داره و حاضره برای رسیدن به هدفش هر کاری بکنه .