موقع رفتن ، جلوی خونه ....
ـ : اااااااا اینجا جدید باز شده ؟
ـ : کجا ؟
ـ : همین کافه گیلاس که تابلوش کنار گریپ فروته!!!
ـ : نه این همون کثافتخونه اس که قبلا گفتم!!!
این کثافتخونه ، یک کافه اس که به نظرم همه جور آدمی توش پیدا میشه ، از پسرای مست گرفته تا زنایی که به قول بزرگترا اونجا رو با سیگار کشیدن و قلیون کشیدن و تنها بودن و نبودنشون به گند کشیدن .... ولی فقط زنا اونجا رو به گند کشیدن......
ـ : این گریپ فروت براش داره ؟ یا همش میره پای اجاره !!
ـ : این.... آره برای اون زنا که میان همه کاری می کنه !!!
تو راه رفتن....
ـ : چرا این اینجوری رانندگی می کنه ؟ احمق !!!
ـ : ولش کنین !!
ـ بازم که اومد.... من سرعت رو کم کرده بودم که بره.....آها بگو چراحالش بده !!
ـ : چرا ؟
ـ : نگاه به صندلی عقب بنداز !!
تو صندلی عقب یک خانوم نشسته بود و توی ماشین هم سه تا آقا نشسته بودن....
یاد بیرون رفتن های خودمون افتادم....مگه ما غیر این بودیم ؟؟
ـ : این خراب شده هم هیچ وقت خلوت نمیشه..... شده مثل بقیه جاهای افتضاح و خراب ... تانصفه شب خرابا تو خیابونن.....
ـ : چراقیافه اون پسره اینجوریه ؟؟ چه بامزه اس !!
ـ : پسرا که خوبن ، زنا رو ندیدی !! دخترا خوبن ها ، زنا بد شدن !!!
تو راه برگشت...جلوی یک تالار که مراسم عروسی داشت....
ـ : این پسره رو ببینین ، بد شما هی بگین زنا و دخترا خرابن .... بازم صد رحمت به دخترا....
وقتی اون پسره رو با اون لباسا و اون موها دیدم کلی ذوق کردم..... برای اینکه مثال نقض خوب بودن پسرا رو پیدا کرده بودم....ازنظر اونا اینقدر افتضاح بود که تا مدتها من بتونم مثالش بزنم و همه یادشون بمونه..... من یادم نمیاد در تمام عمرم هیچ وقت حتی به عنوان یک زن ، توی خونه هم اینجوری لباس پوشیده باشم که اون پسره تو مجلس عروسی پوشیده بود..... خوبیش هم به این بود که مست بود و داشت تلو تلو می خورد و گر نه من کامل به منظورم نمیرسیدم..... برای اینکه یک کم از اون بار منفی خراب بودن زنا کم کنم ، مجبور شدم یک کار بد انجام بدم ، که شد تخریب یک آدم دیگه که من باهاش هیچ مشکلی نداشتم ............. نه با لباس پوشیدنش نه با بقیه چیزا ، ولی وقتی می شنوم تمام ناهنجاریهای جامعه تقصیر زناست ، عکس العمل نشون میدم .....
پ ن ۱ : وقتی شروع به تایپ کردم یادم بود که تذکر بدم .... ولی الان دیگه یادم نیست.... خواهشا بحث به زنا و مردا نکشه ، که اصلا حوصله ندارم....
پ ن ۲ : فارغ از هر قضاوتی ، نمردیم و معنی مرد بودن بودن رو هم فهمیدیم...........