دلم میخواد یک عالمه حرف و فکر یکساله رو اینجا بنویسم !
فعلا از اخرین لحظات سال کهنه استفاده کنین !
شاد باشین دوستای خوبم !
من ماندم و خو گرفتم به ماندن بی من
دلم میخواد یک عالمه حرف و فکر یکساله رو اینجا بنویسم !
فعلا از اخرین لحظات سال کهنه استفاده کنین !
شاد باشین دوستای خوبم !
حوصله نوشتن غرغرانه هم ندارم !
اومدم که بگم یک وقت فکر نکنین من از شدت خوشی چهارشنبه سوری مردم !
حتی آتیش هم روشن نکردیم ! خودم رو چشم زدم اساسی !
خوش باشین !
آخرین روزای سال ۸۶ هم اومد ! ![]()
امروز و امشب در تدارکات جشن دیوونه بازی میگذره - به شرط اینکه بعضی ها ترس رو بذارن کنار - تا بازم حسابی بوی دود بگیریم و انرژیمون رو خالی کنیم
فردا هم در تدارک چیدمان هفت سین ! ![]()
اون موقع ها که دختر خوبی بودم به معنای کامل کلمه رام و مطیع و آروم ! هیچ وقت فکر نمی کردم تو سالای آینده هرچی شیطنته از خودم بر میاد ! بخشی از خودم رو شناختم که گاهی وقتا می تونه تا حد مرگ شیطنت کنه ! یعنی میشه امشب انرژی این چند ماه رو خالی کنیم؟! ![]()
پ ن : یک وقت فکر نکنین من از روی آتیش معمولی می پرم ها ! ما یک ساله داریم بوته های گیاهان رو جمع آوری می کنیم که شب چهارشنبه سوری از روش بپریم !
و در کنارش این ترقه های سوتی مانتومون رو بسوزونه ، کفشمون سوراخ بشه ! همسایه ها رو عاصی کنیم ! کلا خونه و کوچه رو بفرستیم رو هوا !
فلسفه چهار شنبه سوری رو می دونم و بهتر از اون می دونم که آزار دیگران یکی از بدترین کاراس ! ولی خب دلم میخواد امشب شیطنت کنم ! حرفیه ؟!
امروز با دیدن نتایج انتخابات به این فکر می کنم که بضاعت ما همینه ؟! نه فشار پایین رو داریم و نه چانه زنی بالا رو ! وقتی تو کشوری زندگی می کنی که مردمش نسبت به همه چی حق اعتراض دارن و تو همه بحثی وارد میشن ولی حاضر نیستن شناشنامه شون مهر بخوره با این عنوان که نجسش نمی کنن رأی چیه !؟ وقتی تو کشوری زندگی می کنی که تحریم کنندگان انتخاباتش تو فکر آمریکا و حمله اش ، یا یک حکومت کارگری و سوسیالیستیه ، یا بدتر از اون به فکر انقلاب کردن و رضا پهلوی رو بر سرکار آوردن هستن چه انتظاری از اون عوام بیچاره هست که با وعده ماهی ۵۰۰۰۰ تومان و رئیس جمهور متواضع و پول نفت سرسفره رأی نده ! تو مملکتی که حکومت به هیچ جا حساب نمی کنه رأی ندادن رو ، تو حکومتی که منتظرن مردم رأی ندن و هر کاری دلشون بخواد می کنن ، تحریم و مبارزه منفی و این چرندیات چه معنی میده ؟! دلم میخواد ببینم اونی که رأی نمیده الان خیالش از چی راحته ؟! منتظر چه اتفاقی بیفته ؟ منتظره کودتا بشه ؟ یا آمریکا بیاد ؟ یا حضرت مارکس ظهور کنه ؟! جمهوری اسلامی برای مشروعیتش منتظر رأی من و شما نیست ! مجلس هفتم رو شرکت نکردیم ، چی شد ؟ مشروعیت آقایون رفت زیر سوال ؟ وقتی تو کردستان آمار مشارکت مردم تو دوره های اخیر ۳۰ درصد بوده ، حکومت تلنگر خورده ؟ یا نکنه آقا نگران شده که مشکل پیش بیاد ؟ مشکل پیش بیاد ، چه اهمیتی داره ، بر می گردیم به سالای ۶۰ ، اتفاقی نمی افته ؟! بدم میاد از این آقایون و خانمهای خارج رفته که از اونجا نسخه می پیچن که رأی ندین ، یکی نیست بهشون بگه مرتیکه تو رو تو خیابون می گیرن ؟ مشکلات اقتصادیمون به یک طرف ، ولی کدوم یکی از زنای ساکن ایران این روزا می تونن بگن بدون ترس از جلو گشت ارشاد می گذرن ؟ حتی من که با اون قیافه خیلی خیلی ساده ام می ترسم از جلوشون رد بشم ! یا مگه فقط تو زندان رفتی و از این حکومت کشیدی ؟ تو که با هر پولی و هر شرایطی تونستی از اینجا بری ، برو به زندگی خودت برس چرا دست از سر مردم بر نمیداری ؟! رفتی اونجا به واسطه تمام اصلاح طلبا که پله ترقیت شدن به مردم و امثال ما گیر بدی ؟ بدم میاد از هر شخص خارج نشینی که برای سیاست و مردم اینجا تعیین تکلیف میکنه ! آقای .... منم مثل شما طعم زندان این حکومت رو چشیدم ، طعم اخراجش رو با تمام وجودم چشیدم ! طعم تعلیق و جریمه اش رو ، طعم ممنوع الخروج بودنش رو ! طعم خیلی چیزاش رو ! تو اون ور مرزای به قول خودت پرگهر ایران به کارت برس و فکر کن اگه شهرتی که این روزا داری مدیون اصلا طلبا نیستی پس از کدوم گوری آوردی ؟! فکرکن اگه همین خاتمی به قول تو ملعون نبود تو می خواستی رییس جمهور ۷۶ ایران باشی ! این مردک ، اینقدر میگه اصلاح طلبا اینجوری و اون جوری گاهی وقتا به خودم شک می کنم ! حس می کنم حتی خودم رو هم نمی شناسم !
بضاعت ما همینه ! بضاعت ما همون تعدادی بود که تو انتخابات ریاست جمهوری به معین رای داد ، بقیه با ما نیستن !
بقیه تو فکر امریکا و حمله اش و مردن تعداد زیادی مردم و به فنا رفتن همه چی هستن ! بقیه به فکر انقلاب مارکسیستی هستن ! بقیه به فکر رضا پهلوی هستن !
وقتی تو خانواده مثلا اصلاح طلبی زندگی کنی که باید به اصرار بردشون رأی داد ، وقتی تو دفتری کار می کنی که میگن وا مگه حداد عادل هم کاندیدا بود ، من از قیافه اش خوشم میاد کاش رفته بودم رأی داده بودم ! وقتی برادرت مسخره ات می کنه که اینم رأیتون ! وقتی ... وقتی وقتی ! میشه این که بازم جلوی این دموکراسی ایرانی سکوت کنی و جا رو برای تحریمی ها و انقلابیون و مارکسیست ها و خیلی های دیگه باز کنی ! آقایون ، خانمها ، ما میریم کنار ، شما بفرمایین که چند ساله منتظر انقلاب و حرکت شماییم !
تا امروز خستگی ها و انرژی گذاشتن ها مال ما بود و شما هم همه جوره تضعیفمون کردین، سنگ جلو پامون انداختین و سخنرانی ها کردین و قلم فرسایی ها ، حالا شما بیاین و شروع کنین ! قول میدیم هیچ سنگ اندازی نکنیم !
پ ن : کاملا مشخصه که ناراحت و عصبانیم !
۱ - اتفاقایی که تو سرم و دورو برم می گذره خیلی زیاد شده ! بعد اون دعواهای مسخره که نشستم و با خودم فکر می کردم به نتایج بدی رسیدم ! باید برم ، باید کنده بشم ، از هر چیزی که منو اینقدر عصبی می کنه ، از زندگی که اینجوری اشکمو در میاره ! همیشه با مامانم دعوامون میشه ولی هیچ وقت حتی به یک روز هم نمیرسه ، ولی وای به اون روزی که بابام حرفی بزنه ، اینقدر گریه می کنم که دیگه نتونم نفس بکشم ! یا اینقدر دندونام رو روی هم فشار میدم که سردرد امونم رو ببره ، حالا این روزا آدمایی که تو دسته بابا بیان زیاد شدن ! امشب برای چند لحظه احساس کردم من فقط یک لیلای بدبخت هستم و بس ! حس می کردم تمام سلولای بدنم احساس بیچارگی می کنن ! احساس غم عجیبی داشتم ! احساس تنهایی فوق العاده !
۲ - اون روزی که داشتیم کتاب " زن و توانایی هایش " رو می خریدیم رو هیچ وقت فراموش نمی کنم ! اون تخفیف قابل ملاحظه فروشنده و حرف جالبش که نگین زن و توانایی هایش ، بهتره بگین زن و بدبختی هایش ! حالا میخوام برم به فروشنده پیشنهاد بدم که کتابش رو بخونه ، تا امروز به تناسب حال و روزم بخش هایی از کتاب رو خونده بودم ، از اون دسته کتاباییه که نمیشه بشینی یک دفعه بخونیش و باید هر چند وقت یکبار قسمتیش رو بخونی و اجرا کنی ! امشب بخش دسته بندی آدمها رو که می خوندم به این نتیجه رسیدم من جزو دسته های خونگرم محسوب میشم و بابت این خونگرمی زیاده از حدم اطرافیانم جزو دسته های بی تفاوت و مسوولیت ناپذیر طبقه بندی میشن ! و از اونجا که طبق اعتراف پست قبل از خونگرم بودن شاکی هستم برای همین چند زمانی میریم به سمت ایجاد اعتدال به روشهای گوناگون ! امیدوارم که موفق بشم !
۳ - اجرت چندین روز خونه تکونی و نظافت ، رأی دادن مادر گرامی بوده ! شاید یک برگ رأی تاثیری نداشته باشه ولی اون حس همراهی و اینکه مامان می فهمه برای چی میگیم رأی میدیم یا نمیدیم ، حس خوبیه ! پدرگرامی هم بعد از کلی تحقیق و تفحص و غور در روزگار بالاخره حکومت رو مفتخر کردن به رأی مبارکشون ! چقدر سخت بود ، یک لیست سی نفره رو اون مدلی پر کردن ! یاد سالهای قبل بخیر که حداقل یک برگه ای داشتیم و از روی اون می نوشتیم ، امسال ما بودیم و یک برگ روزنامه که متقاضی هم زیاد داشت !
۴ - امروز روز خوبیه ، دیگه مجبور نیستم عکس سعید ابوطالب رو گوشه وبلاگم ببینم ! و ایضا عکسای دیگه اصولگرایان و مستقلان رو ! امروز روز خوبیه چون از تبلیغات انتخاباتی خبری نیست !
۱ - درسته مهربونی صفت اخلاقی خیلی خیلی پسندیده ای هست ولی از این اینکه مدتیه مهربون شدم بدم میاد ، بیشتر از اینکه بدم بیاد ، حالم بد میشه ! اون بخش بدی و بی اعتنایی و مغروری رو باید اندکی فعال کنم !
۲ - این و این رو با ۵/۸ افتادم ! اون دوتای دیگه رو ۵/۱۲ شدم ! ![]()
حالا نمی دونم بابت اون دو تا افتادهه غصه بخورم یا بابت پاس شدن آمار لعنتی خوشحال باشم !
۱ - ازا ونجا که هیچ برنامه خاصی برای روزای تعطیل نوروز ندارم، همش دارم فکر می کنم و غصه می خورم که تا ۱۷ فرودین چکار می تونم بکنم ؟! نهایتش اینه که سه روز برم مسافرت بقیه شو چکار کنم !؟
۲ - خونه کوچیک ما این روزا خیلی سوت و کوره ! خواهر جانمان یا به عبارت بهتر تمام انرژی مثبت و منفی خانواده رفته سفر ! افسردگیست شدم که نیستش ! بازم خدا رو شکر که دیشب رو به عنوان یوم الشک چهارشنبه سوری حساب نکردن و گرنه از غصه و تنهایی دق می کردم ! و خدا رو بیشتر شکر که امشب بسان یک زلزله ۸ ریشتری بر می گرده و از فردا بساط لاو ترکوندن و دعوا کردن به راه می افته !
۳ - در اوج خوبی و خوشی یک چیزی می شنوم یا می بینم که تمام ذهنیتام رو نابود میکنه و بازم درس عبرت نمیشه و چند روز بعدش دلمو خوش میکنم و بازم می شکنه و مثل یک زنجیر ادامه پیدا میکنه ! هر دفعه هم به خودم میگم یکبار دیگه امتحان کن ، ضرر نمی کنی ! این یکبار دیگه ها کم کم دارن زیاد میشن و روز به روز برای تصمیم گیری ضعیف ترم می کنن !
۴ - هر چیزی یک حدی داره ، حتی دوست داشتن خانواده ! اینکه چون خواهرمه و فقط به صرف همخون بودن حق خیلی چیزا رو داره که تو به عنوان مثلا دوست نداری ! رو دوست ندارم ! بیشتر ازا ینکه دوست نداشته باشم ، شاکی میشم!
۵ - گاهی وقتا دیدن آمایی که مشترکات باهات دارن چنان به وجدت میاره که تا مدتها از یادآوری اون دیدار لبخند به لبت بیاد ! اگه دوست وبلاگی هم باشه که بخوای و دوست داشته باشی ببینش لذتش چند برابر میشه ! این خانم خانما از اون دسته آدماییه که دیدنش تو روزای غصه داریم خیلی خوب بود و خیلی بزرگتر از اون چیزی بود که فکر می کردم ( جدای از قد بلندش که فکر کنم خانوادگی باشه ) ، فکرشم بزرگ بود !
۶ - کی میشه این همه حرف مونده در دل رو ـ بدون اینکه فکر کنم اگه بشنوی ناراحت میشی ـ بزنم ؟ دلم میخواد می شنیدی و حداقل سعی می کردی بفهمی چی میگم !
۷ - هیچ دقت کردی مدتهاس داری اذیتم می کنی ؟!
پ ن ۱: شماره ۴ رو بهتر از این نمی تونم بگم ، خرده نگیرید !
شوک های انتخاباتی که امروز وارد شد زیاد بود ! چند وقتی بود هیچ روزنامه و مجله ای رو نگاه نکرده بودم بینم چه خبره ! و اصلا این روزا چی می گذره ! امروز با دیدن لیست اعتماد ملی کمی د هان مبارکم به فحش باز شد و مردک کروبی رو بی نصیب نگذاشت!خانمها ، آقایون شما چه روزنامه ای می خونین ؟! ما از آقای کروبی ، آقای حضرتی و ایضا آقای کرباسچی خوشمان نمی آید ! چه بخواینم در این مملکت کوفتی ؟!
در خواب ناز غروبانه به سر می بردم که با صدای لیلا بدو بیا از خواب پریدم ! هان چی شده ! جناب پیرموذن با صدای آمریکا گفتگو داشته که از تلویزیون پخش شده ! گویا انتخابات رو تحریم کرده !
از اونجا که دستهای پشت پرده خانواده بسیار قوی می باشد و آقای برادر در طولانی مدت مخ همه را تعطیل نموده که در انتخابات ( به نوعی انتصابات ) شرکت ننمایند. لذا خانواده محترم در جهت تو دهنی زدن به نظام جمهوری اسلامی در انتخابات شرکت نمی کنند . ما منتظر می مانیم تا جمعه چه خبر میشه ! توی دهان حکومت زده می شود یا خیر ! هنوز یادمان نرفته جمله معروف " که مردمی که رأی نمی دهند لیاقتشان بیشتر از احمدی نژاد نیست ! "
حوصله دور باطل قانع کردن همدیگه رو برای رای دادن و ندادن ندارم ! جناب یک مرد حرف خوبی زده !
پ ن : از شنیدن هر فحشی در مورد اجرای تکلیف شرعی استقبال می کنیم !
دود از سرم بلند شده و باید بشینم جلو آینه و خودمو نگاه کنم و بذارم سرم خنک بشه !
هر چقدر دیروز آروم بودم و دلتنگ ! امروز دلتنگم و آشفته !
آرزوی امروز صبح این بوده که زودتر شب بشه برسم خونه ! برم زیر آب داغ و بذارم رو روی پوستم حرکت کنه !
پ ن : الان دیگه بهترم ! یک کمی گریه همراه با گفتن اون حسای آزارنده و یک آب گرم خوب ، حالمو بهتر کرده !
بعضی چیزارو باید نوشت !! اینو می نویسم که یادم بمونه !
خیلی خرم اگه دوباره یادم بره که پس زمینه ذهن من با این شرایط یک عالمه فرق داره و به هر دنیای کوچیکی تن بدم !! دنیای کوچکی که توش دلخوشی و آرامش هم نباشه به هیچ دردی نمیخوره !
خیلی خری اگه تو این روزا با من دعوا کنی ! دیوونه آرامش اینقدر ارزش داره که اینجوری بر بادش ندیم! نه خودت مریض میشی ، نه اینقدر بقیه رو شاکی می کنی !!
بر طبق روال همیشه ، آروم آروم منتظر می مونم !
بعد نوشت : همین الان یکی از بچه های دانشگاه تماس گرفت نمره یکی از درسام رو که اومده بود گفت ! ۵/۱۲ شدم ! حالا دارم با خودم فکر می کنم اگه چهارتاش پاس بشه ، من یک لیلای مقاوم بودم که تو اون شرایط خوب درس خوندم و کلی اعتماد به نفس می گیرم یا اگه پاس نشه ، من یک لیلای شکست خورده که طبیعی بوده تو اون شرایط نمره هام بد بشه ؟!! اگه بینابین بود چی ؟!
۱ - " آنهایی را که هر روزشان مثل هم است راحت می توان گول زد ، مودبانه بگویم سورپریز کرد ." فکر کنم همون گول بهتر باشه ! چقدر سورپریز میشم ( گول میخورم )؟ "یک ضراب المثل چینی می گوید اگر نمی خواهی کلاه سرت برود جوری نباش که هر لحظه بدانند کجایی و مشغول چه کاری هستی " یعنی اون روزا کلاه سرم رفته بود ؟! آره ، به نظرم رفته بود ! صفحه اول تموم میشه و بین خطهای کتاب ول می چرخم ! اولین دفعه که سورپرایز شدم کی بود ؟ یا شایدم آخرین دفعه ؟ نه اصلا اولین و آخرینش یکی بوده !!؟؟ بی خیال لیلا جان ، زندگی رو عشق است ! چکار داری به سورپرایز شدن و گول خوردن !
" زنها و مردهایی که در حال شانه به شانه راه رفتن به جلو نگاه می کنند و حرف نمی زنند یا زن و شوهرند یا خواهر و برادر . آنها که با حرارت چیزی تعریف می کنند، دائم دستهایشان را تکان می دهند ، نخودی می خندند و معلوم است به سر و وضع خود رسیده اند عشاقی هستند که هنوز نوشته ای بینشان وجود ندارد . کافیست یکی از آنها نگاهی تیز و دزدکی به اطراف بیندازد تا بوی خیانت را حس کنم. " یعنی رفتار آدمها از دید یک ناظر بیرونی اینقدر نشون دهنده نوع زندگیشونه ؟ آره !! مطمینم هست ! برای عابر بیرونی هم هست ، چه برسه به ناظر بیرونی ! زن و شوهر - خواهر و بردار - عشاق کاغذ ننوشته . نیازی به تیزی نداره . ناظر بیرونی ، عابر بیرونی ، عابر کناری ، اصلا هر خری می تونه بفهمه بوی خیانت چیه ! اشکم در میاد ! عیبی نداره ، لیلای دیوونه ! دنیا داره می گذره !! میگفت همیشه یک حس بی اعتمادی بهت داشتم و دارم . حق داشت ؟! شاید قابل اعتماد نیستم !! نه حق نداشت ! چیه ضرب المثلش ! کافر همه را به کیش خود پندارد ؟!!
بی خیال ! ول کن این فکرای مزخرف رو ! قرار بوده آروم باشی و کتاب بخونی ! ماه و مس - حامد حبیبی .
۲ - مرسی بابت امروز ، خیلی وقت بود باهات حرف نزده بودم ! بذار بقیه اش رو هم اینجا بنویسم و بهت بگم بخونی ! می دونی گاهی وقتا چکار می کنی باهام ؟! ادامه بدی به این روند، دیوار بینمون تا طبقه چهارم هم میره ! من که نمیخوام اینجوری بشه ! بیا و تو هم نخواه . می دونم که گاهی وقتا از دستت خارجه ، ولی یادم میاد می گفتی جایگاهم اون بالا بالاها بوده !!
۳ - تصورم راجع به یکی از دوستام دو بار شکسته !! بد هم شکسته ! یعنی چیزی که نشون میده با اون باطنش خیلی خیلی فرق داره ! حس بدی میگه سومیش هم تو راهه ! باید و باید از سومیش دوری کنم !
۱ - هنوز نرخ جدید کرایه تاکسی ها مشخص نشده ، آقایون راننده خودشون نرخ رو زیاد کردن ! موقع پیاده شدن به عادت همیشگی کرایه رو دادم و یکدفعه آقای راننده عصبانی شد ! کرایه اضافه رو که گرفت !! کلی هم داد زد سر من بیچاره و کم مونده بود پیاده بشه و یک فصل کتک هم بزنه !
( هر چی گفت منم جوابشو دادم ها ، یک وقت فکر نکنین من محترم بودم ها )
۲ - رفتم شیرینی بخرم ، آقای فروشنده بدون اینکه حرف منو گوش بده داشت یک مدل دیگه میذاشت که من دوست نداشتم ! بهش گفتم از اون یکی ها بده !! برگشته میگه همون لیاقتتونه که شیرینی بد بخورین ! ![]()
![]()
من فکر میکردم فقط خودم قاطی کردم ولی انگاری بقیه هم مثل من شدن ! همه خل شدن !![]()
۱ - یکی که اصلا نمیفهمه چی میگی صدبار بهتر از شخصیه که ادعای فهمیدن نسبی رو داره ولی نمی تونه حتی یک ذره درکت کنه !! شامل خودم هم میشه !!
۲ - وقتی بر خلاف درون متلاطم و ذهن بهم ریخته و اعصاب خوردت ، سعی می کنی با آرامش به یکی بگی که نگرانشی ، یا دلتنگشی ! یا هزار و یک حرف دیگه و به روی خودت نمیاری چه روزای گندی رو می گذرونی و ناراحتی رو به روی خوت نمیاری ، کم کم این روند آروم بودن منجر میشه به اینکه دلت خوشه ، منجر میشه به اینکه این جور حرف زدن وظیفته ، منجر میشه به الکی خوش بودنت ، بی دردیت ! و... اون وقته که جواب همه نگرانی ها و دلتنگی هات یا میشه یک سری فحشی که نمی شنوی ! یا یک جواب سرد و بی روح یا دعوای درست و حسابی !
۳ - کارای عقب مونده ، تصمیم های عقب مونده ، اراده های عقب مونده !! وقتای عقب مونده ، دیدارهای عقب مونده !! همه و همه رو تو این ماه انجام میدم !!
۴ - خانم آن شرلی عزیز!! متاسفانه یا خوشبختانه من اصلا ترانه ها یادم نمی مونه و تو این روزا حس می کنم که مغزم خالی از همه چی شده چه برسه به آهنگ و ترانه !!
۱ - خانم دکتر یک انسان به قول معروف فرهیخته هستن ، تغییر قیمت اس ام اس ها رو که از ما شنیده میگه اینکه خیلی خوبه ، قرار شده از تیر ماه بشه ۲۰۰ تومان !!! و با چه آب و تابی هم این موضوع رو تفسیر سیاسی اجتماعی می کنه و ما هم در شوک که شاید این رشد وحشتناک از شایعات باشه ! فردا صبحش از رادیو میشنویم که افزایش نرخ اس ام اس به ۲۲۲ ریال از تیرماه شروع خواهد شد !
۲ - گاهی وقتا حس می کنم اطرافیانم یادشون میره که منم حقی دارم !!
۳ - مامان بهم میگه حسودم !! معتقده این رفتارایی که دارم نشون میدم جز حسودی هیچی دیگه تعریف نمیشه !
۴ - من هر چقدر هم خنگ بشم و باشم ! و هرچقدر گیج باشم ! دوست ندارم مسخره ام کنن ! ولی یکی از عادتای ملت غیور و با فرهنگ ایرانی ( اونایی که من می بینم ) اینه که برای خندیدن تن به هر چی میده ! حتی ناراحت کردن دوستش !!
۵ - آرزوای سالهای پیش رو که نگاه میکنم ، شایدم برنامه ها رو !! میبینم که هنوز چقدر مونده به همون آرزوای مقطعی هم برسم !
امشب حس کردم که دارم شبیه مامانم میشم !! یک نگرانی ، یک استرسی رفت ته ذهنم نشست !و برای اولین بار احساس کردم دارم پیر میشم !
۱ - لکه های گل - علی صالحی ، شالی به درازای جاده ابریشم - مهستی شاهرخی ( برنده جایزه ویژه ششمین نویسندگان و منتقدان مطبوعات ) ، یک مهمانی یک رقص - آیزاک سینگر خوندنیهای این روزاس !!
۲ - گاهی وقتا فقط به این فکرمیکنم که توانایی سازگاریم با محیط ، با خودم ، با خیلی چیزا پایین اومده !! اگه ظاهرا هم مشخص نباشه ! خودم خوب می بینمشون !! هر چند که همه چی اولش سخته و بعد راحت تر میشه باهاش کنار اومد !! به شرط اینکه برای خودم کوه نسازم و یادم بمونه که " این نیزمی گذرد "!!
۳ - کوچکترین آشفتگی تو خانواده کوچیکمون منو تا حد انفجار عصبی می کنه ! اگه تو این روزا از کنار من رد شدین و بی اعتنایی و آشفتگی و خشم و بداخلاقی دیدین ، شک نکنین که مشکل داریم !! نه که تو بقیه مواقع و مشکلات حالم خوب باشه ، ولی اگه ببینم مامانم و بقیه آرامش دارن ، سعی میکنم با خودم کنار بیام و لبریز از بدی نباشم !!
۴ - داروی حال خراب این روزا ، توجه بیشتر و بیشتر به خودمه !!
اینکه من از اطرافیانم انتظار داشته باشم، بزرگترین حماقت دنیا تعریف میشه !!؟
اینکه دلم بخواد تو بخشای مختلف خواست من هم درنظر گرفته بشه ! مزخرف ترین کار دنیاس !!
از همه مسخره تر هم اینه که گاهی وقتا به غلط فکر می کنم که تنها نیستم ! و تنهایی بده !!
این روزا نمی تونم بفهمم که چون معدم درد می گیره عصبی میشم یا چون عصبی میشم اینجوری میشه ! ( درد معده یاداور گذشته های غیرخوشاینده )
حس هیچ کاری نیست !! نیاز شدیدی دارم به اینکه خودمو بسازم و آروم کنم و راحت باشم و انگیزه پیدا کنم ! هیچی اون جوری که میخوام نیست !
اوضاع اینقده تأسف بار که حس گریه کردن هم نیست ! خندیدن و گفتن و حرف زدن هم پیش کش !
شدیدا دلم میخواد که اطرافیانم درک کنن که چی میگم ! هر چند که مدتهاس حرف زدن برام معنی نداره !
۱ - : عزیزم برو ! نباشی خیلی راحت ترم !
عزیزش در کمال خونسردی ظاهری خفه خون می گیره و به اتفاقا و روزا فکر می کنه !! و همینجوری اشکه که از چشماش میاد پایین !
۲ - خواب بد دیدم ! خواب دیدم در حالیکه مسخره کنان و پر از استرس داشتم می رفتم حرم امام رضا ، اونجا گروگان گیری شده بود ! منم نمی دونم از چی فرار می کردم که ندونسته رفتم صف اول !! خیلی خوب سردی تفنگا رو از روی لباسم حس می کردم !! قرار بود همه رو به گلوله ببندن ، ولی بعدش همه جا رو آتیش زدن ! دود بود که داشت مردم رو خفه می کرد !! آتیش هم از همه جا شعله می کشید !! نمی دونم چه جوری شد که تونستم بیام بیرون و فقط می شنیدم می گفتن فلانی و فلانی و اون و این یکی و اون یکی مردن ! انفجار باعث مرگشون شده !! هر کی می اومد حرف می زد و وساطت می کرد ، هیچ کی رو آزاد نمی کردن !! همه نگران بودن که کسی منو نبینه که دارم رد میشم و بخوان برم گردونن اون تو !!
خواب پر استرسی بود ، نگرانم ، نگرانم ! نگران هر آدمی که تو خوابم بود !!
۳ - ساعت ۳ شبه ، موبایلی که هیچ وقت روزا هم زنگ نمی خوره ، نصفه شب داره صداش میاد ! قلبم از جا کنده شده ، نکنه چیزی شده باشه !! اتفاق خاصی نبود !!
۴ - گاهی وقتا که دلم مرگ میخواد ، نبودن میخواد ! دلتنگت میشم !! دلم میخواد کاش بودی اینجا و دست می کشیدی روی موهام و می گفتی آفرین دخترم !! همین که من بهت افتخار کنم بسه !! گاهی چقدر دلم میخواد که هنوزم بودی ! این دلتنگی ، این بغض لعنتی چه دردیه که به جونم افتاده ! بیا و بگذر دنیا ! بیا و زود بگذر !!