خانم خواهر امسال كنكور داره . حدود يك و نيم ماه بود كه مشاور تحصيلي كه معرفي شده بود و از نظر كاري و اخلاقي امتحان پس داده بود، مي اومد خونه و برنامه ريزي مي كردن و در مورد كنكور حرف مي زدن و ....
امروز بعد از دو روز غذا نخوردن و نخوابيدن با گريه اومد و گفت ، آقاي مشاور بهش پيشنهاد دوستي و... داده !
آقاي مشاورش ، دانشجوي سال هفت پزشكيه ، ازدواج كرده و خانمش بارداره . در جواب سوال خانم خواهر بر جايگاه خانمش و اينكه اون چه گناهي مرتكب شده ؟! گفته كه جايگاه خانمم تو قلبم محفوظه ، جاي تو هم محفوظه ،نه تو حق دخالت توي روابطم با اون رو داري ، نه اون حق دخالت توي روابطم با شاگردم يا كسي كه دوستش دارم .
۱ - تمام سعي ام رو كردم كه هيچ نگراني رو بهش منتقل نكنم و تا ديدن آقاي برادر خودم هم ، آروم بمونم . ولي نمي دونم چي شد كه يكدفعه متوجه شدم دارم تو خيابونا راه مي رم و با دوستم حرف مي زنم و همينجوري فحش ميدم و ميگم كه كثافته ! حداقل صبر مي كرد ، امسال كنكورش رو مي داد ، بعد هر غلطي مي خواست مي كرد .
۲ - يكي از موارد بسيار جالب ، اين بود كه بهش تأكيد كرده بود ، چون من يك طرف قضيه ام و دوست ندارم هيچ كي از موضوع باخبر باشه ، لطفا براي كسي حرف نزن ، حتي خواهرت و در اين مورد هم هيچ اس ام اسي نده ، هر وقت خواستي حرف بزني ، تماس بگير !
۳ - بعد ديدن فيلم كنعان ، خواهر ديوونه من دچار عذاب وجدان شد كه چرا با سياوش بد برخورد كرده و اينا ، به اين آشغال كه گفته بود ، مردك بهش توضيح داده بود كه ببين زهرا جان ، ما مردا اصولا آدم هاي كثافتي هستيم ، تو به هيچ وجه خودت رو ناراحت نكن . حتي در مورد دوستي كه ميگي هيچ بدي ازش نديدي.
۴ - سياوش جان اين يكي رو اگه بهت نگفته بود ، نشنيده بگير.
۵ - من هر چقدر هم خيانت ببينم ، برام عادي نميشه !
۶ - جداي از بحث خيانتش به همسرش ، داره از شغلش هم سوءاستفاده مي كنه.