دیروز صبح یکدفعه مامانم صدام کرد که بیا ، نگاه کن ، رفتم ببینم چه خبره ، که مامانم اینجوری صدام کرده ، دیدم یک کامیون باربری جلو ساختمون هست ، خوشحال شدم که حتما همسایه پایینی داره میره ــ همسایه پایینی ماجراهای زیادی داره ، از دم به دم تریاک کشیدنهایی که بوش خونه رو بر میداره ، تا عروسی گرفتن بدون هماهنگی تو خونه و تا هر روز آش پختن در منزل ، اونم برای نذری و در حد و اندازه های بسیار زیاد ــ از پنجره که بیرون رو نگاه کردم ، دیدم یک عالمه کارتن یک شکل و اونم از نوع کیک و کلوچه داره حمل و نقل میشه ، مامان که داشت می رفت بیرون بهش گفتم که بپرس ببین دارن میرن ؟ که گفت : من نمی پرسم ، خلاصه مطلب اینکه تمام دیروز و دیشب ما در حال پرش بودیم ، شانس من هم اینقدردیروز بیرون کار داشتم که همش در رفت و آمد باشم ، جالبی ماجرا به این بود که اینا هر قت می اومدن یک سری کارتن ببرن بالا ، چهار طرفشون رو نگاه می کردن ، بعد می رفتن بالا ، من که دفعه اول دیدم اینجوریه ، گفتم خوب طبیعیه ، شاید منتظر کسی هستن ، بعد متوجه شدم این عمل هر دفعه شونه ، دیگه داشتم مشکوک می شدم ، به بقیه گفتم ، خندیدن ، گفتن ذهنت همیشه پلیسیه ، تا اینکه در این عبور و مرور ها خودشون هم دیدن که بله یک جای کار می لنگه که اینا اینجوری مشکوک می زنن . ولی خوب در راستای عدم فضولی به ما ربطی نداشت ! خواب من خیلی سبکه و کوچکترین صدای عادی و غیرعادی منو ازخواب بیدار می کنه ، یا اینکه متوجه میشم که یک اتفاقی افتاده ، صبح که بیدار شدم ، دیدم وای ، این همه آدم یعنی مأمور اینجا چکار می کنن ؟ بعد یادم اومد که دیشب بابا با بعضی جاها حرف زد ولی گفتم حتما خواب دیدم و این ذهن پلیسی تو خواب راحتم نذاشته ، دیدم که نه خیر ، درست بشو نیست ، رفتم مامانم رو از خواب بیدار کردم و ازش پرسیدم ! گفت آره تماس گرفتیم ، فکر می کنین این همه مردم آزاری و مشکوک زدن و اینا برای چی بود ؟
چون مدیر ساختمون ما که به شدت مقرارتیه ، خونه نبوده ، این خانواده گرامی از فرصت استفاده کردن و دیروز خونه شون رو به مرکز توزیع آذوقه برای راهپیمایی امروز تبدیل نموده بودن ! به اینصورت که کارتن محتوی مواد غذایی به اینجا می رسیده و این خانواده بسته بندی می نموده و به دفاتر مخصوص می فرستاده !
اون موقع ها که ما مجبور بودیم بریم راهپیمایی ، از این خبرا نبود ، حالا دیگه چون کیک زرد داریم ، از این خبرا هم شده ؟!! من قبلا که می شنیدم که به مردم تغذیه میدن خنده ام می گرفت ، تا امروز که دیگه با چشم خودم دیدم ، شما می دونستین تو این راهپیمایی ها به مردم آذوقه میدن ؟