ای عزیز من یک سال گذشت !
دیدی که چگونه گذشت ؟!
با ترس ، ذلت و بدبختی
اما گذشت !
آیا هرگز فکر می کردی
به اینجا برسیم ؟
شب اول تا صبح گریستی و
گریستم!
من شعر سرودم و نفرینش کردم
اما تو عزیزم فقط گریستی
یادت هست؟
که چقدر سخت بود ؟
اما از کنارش گذشتیم
این را گفتم تا بدانی آینده نیز همچون امسال خواهد گذشت !
و تو فراموش خواهی کرد ....
پ ن : شاعر این شعر رو با وجود تازه کار بودنش ، خیلی دوست دارم !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 10:30 PM  توسط ل ی ل ا