تبليغاتX
ماندن بی من - شور جمعیت!؟

ماندن بی من

من ماندم و خو گرفتم به ماندن بی من

 

می گفت ، وقتی شعار می دادیم شور جمعیت آدمو می گرفت ! یک جوری که انگار با تمام وجود داد می زدیم !

می تونستم بفهمم چی میگه ، ولی یاد تمام این سالهای گذشته افتادم که ما رو به جوونی و خامی متهم  می کرد ( شاید که ، واقعا خام بودیم ) ، فقط تونستم لبخند بزنم ، نه تأیید و نه تکذیب و یا شاید تکرار حرفای قدیمی خودش!

مطمئنم یک روزی میرسه که دوباره کارای ما بی منطق میشه ! و احساسی و کارای اونا و این انقلاب خوبشون و تجمع و هر چیز دیگه ، آخر منطق !

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 9:53 PM  توسط ل ی ل ا  |