تبليغاتX
ماندن بی من -

ماندن بی من

من ماندم و خو گرفتم به ماندن بی من

 

خیلی دلم برای نوشتن تنگ شده ! ولی به هیچ وجه وقتش رو ندارم !

این روزا جز اسباب کشی که داره نابودم می کنه ! فکر به دوستم و بزرگتر بازی برادرای کوچکتر از خودش بعد مرگ پدرش اذیتم میکنه !

این قدر موضوع برای اعصاب خوردی هست که نمی دونم به کدومش فکر کنم ! ولی فقط می دونم که دلم نمیخواد هیچ کدوم اینا ناراحتی عمیق پیش بیاره ! فعلا که دارم مبارزه می کنم !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 6:35 AM  توسط ل ی ل ا  |