تبليغاتX
ماندن بی من -

ماندن بی من

من ماندم و خو گرفتم به ماندن بی من

 

گاهی روزا حس می کنم دارم به خوبی اشتباهاتم رو می بینم ( قبلی ها رو نه ، اینایی که الان انجام میدم و می دونم اشتباهه ) ولی اصلا حس اینکه بخوام اشتباه نکنم ، نیست ! میگم بالاخره یک چیزی میشه دیگه ، ولش کن !

اشتباه با تعریف های خودم ها !  اینم شده جریان لجبازی های دیگه ! فکر نمی کردم که اینقدر لجباز باشم ، ولی مثل اینکه هستم !

می دونم که اصلا حوصله تعهد دادن و این چیزا رو ندارم ، ولی از روزی که طرح مبارزه با بدحجابی شروع شده ، روز به روز بدتر میشم ! اینقدر که امروز مطمئن بودم اگه به تور گشت ارشاد بخورم ، تعهد دادن حتمی میشه !

دیروز همکارم می گفت ، خیلی ازت خوشم میاد ! چون خیلی خونسردی !! و من در کمال تعجب داشتم فکر میکردم که من خونسردم ؟! حرف کی ها رو جدی بگیرم ؟ شایدم وقتی اونجا هستم خونسردم و بقیه مواقع ، جوشی و عصبی !

آقای ده نمکی ، سلام

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 2:53 PM  توسط ل ی ل ا  |