۱ - وظیفه شناس بودن به من نیومده ! دیروز باید یک سری نامه آماده می کردم ، و امروز می فرستادم برای صاحبانش ! هر برگه ای هم دو امضا داشت ! آخر وقت دیروز به خیال خودم همش بود ، امروز صبح که می خواستم نامه ها رو بدم پیک ببره ، متوجه شدم که سه تاش نیست ! سه ساعت کل اتاقم رو زیر و رو کردم ، در کمال ناامیدی و عصبانیت که کشو رو محکم کشیدم بیرون !متوجه شدم پاکتها افتادن پشت کشو ! ناگفته نمونه هر پاکتی حاوی مبالغ قابل توجهی چک بود !
۲ - با اجرای هزاران پروژه ، ۱۲ واحد برداشتم ! حذف و اضافه هم ندارم !
۳ - این روزا انگاری که همه چی دست به دست هم میده ، شوت بشم تو خاطرات گذشته ! از تماسای سالی یکبار یک دوست قدیمی که جز من با هیچ کدوم از بچه ها در ارتباط نیست ! تا شنیدن مشکلات یک دوست جدید که روزگارانی مشکلات خودم بوده !
۴ - امروز درگیری بزرگی با خودم دارم ! دلم میخواد کار کوچیکی رو که از دستم برمیاد برای یکی انجام بدم ! ولی از یک طرف دیگه هم اصلا دلم نمیخواد خودمو درگیر بکنم ! از یک طرف نگرانم ! از یک طرف دیگه میگم به من ربطی نداره ! هم نیتم کمکه ، هم رو کم کنی ! درصد رو کم کنیه خیلی خیلی کمه ! هیچکدوم به اون یکی غلبه نمی کنه ! با خواهر گرامی هم صحبت می کنم ، میگه من جای تو بودم انجام نمی دادم ! درسته که ارزش عمل اختیاری بیشتره!! ولی الان نیاز دارم به اینکه از این حالت سردرگمی بیرون بیام ، چه انجام بشه چه نه ! کاش یکی می تونست بهم بگه که بی خیال بشم ! یا هر چیز دیگه ای !
۵ - دوستای گرامی که نظر میدین ! می خوام خواهش کنم نظر خصوصی نذارین ! من به نظرات تأیید نشده حساسیت دارم ! و از یک طرف دیگه هم نمیخوام حذفشون کنم ! وقتی تاییدیه کامنتدونی فعاله ، دیگه نیازی به این همه محکم کاری نیست !
