تبليغاتX
ماندن بی من - بازم بازی وبلاگی !

ماندن بی من

من ماندم و خو گرفتم به ماندن بی من

 

**- مسافر منو به یه بازی وبلاگی دعوت کرده . جواب دادن به این سوألا خیلی سخته  !

۱-معرفی:اسمم که لیلای خالیه !  ۲۶ سالمه.خودخواه و احمق با یک عالمه خصوصیت های دیگه که دیگرون بهتر می دونن و خودم خبر ندارم !خودم که حالم بد شد ، شما رو نمی دونم ! 

 ۲-فصل و ماه و روز مورد علاقه:هر فصلی رو جای خودش دوست دارم ! انگار که اگه اون فصل یک زمان دیگه بود اصلا دلم براش تنگ نمی شد ! از وقتی هم که مدرسه ها تموم شده دیگه تابستونو دوست ندارم ! عاشق فروردین و اردیبهشت بهار ، آبان و آذر پاییز و صبحای برفی دی ماه هستم !

 ۳-رنگ تو :با اینکه استقلال رو به پرسپولیس و میلان رو به هر دوتاشون ترجیح میدم رنگ آبی و لباس راه راه رو دوست ندارم !  و عاشق رنگ قرمزم.

۴-غذا:از هیچکدوم از غذاهای سنتی ایرانی بدم نمیاد ! ولی در حال انفجار هم باشم نمی تونم از خورش بادمجون بگذرم !

۵-موسیقی:سالها پیش اهل گوش دادن به آهنگای شهرام ناظری بودم ،سالای اخیر فقط آهنگا رو می شنوم ! و اینکه یادم نمیاد آخرین باری که خودم خواستم موسیقی گوش بدم کی بوده !

۶-بدترین ضد حال:اصلا یادم نمیاد ! یعنی به نظرتون میشه من ضدحال نخورده باشم ؟؟

۷-بزرگترین قولی که دادی:به ززی قول دادم که همیشه باهاش باشم و تا امروزم زیرش نزدم !

 ۸-ناشیانه ترین کار: ترین نداره ! خیلی از کارایی که کردم به طرز خیلی دردناکی ناشیانه بودن ! و  گفتن هم ندارن !

۹-بدترین خاطره :یک مقطع زمانی ، دردناک ترین بخش زندگیم بوده ! فکر نمی کنم هیچ وقت بتونم حد فاصل دی ۸۴ تا شهریور ۸۵ رو فراموش کنم !

۱۰-بهترین خاطره :هیچی به ذهنم نیومد !

۱۱-کسی که بخوای ملاقاتش کنی: جدای از بعضی از دوستای وبلاگی ، ویرجینیا وولف ، غزاله علیزاده ، اوریانا فالاچی (خب چکار کنم هرسه شون مردن ، تقصیر من چیه که سنم اونقدر نیست که اونا رو دیده باشم ؟!!) ، حالا شاید اگه قسمت شد ، اون دنیا هر سه رو ملاقات کنم ! میلان کوندرا رو هم خیلی دوست دارم ، ولی دوست داشتنش هنوز به اندازه اون سه تای قبلی نشده ! فکر کنم هر وقت به اندازه اونا بشه ، کوندرا هم زنده نباشه !

۱۲-واسه کی دعا می کنی:دعا نمی کنم ، ولی این روزا دلم میخواد که مشکل برادر عزیزتر از جانم حل بشه ، حتی اگه با دعا کردن درست بشه !

۱۳-به کی نفرین می کنی:  به قول مهدی جانمان هر جا کم میاریم و دستمون به هیچ جا بند نیست نفرین می کنیم ، باعث و بانی های حکومت جم*هوری اسلا*می ایران! حالا میخواد انقلابی های اون موقع باشه ، میخواد متعصبین این دوره !

 ۱۴-وضعیت در ۱۰ سال آینده :مسافر عزیز اینکه می گفتم خیلی سخته جدای از اونایی که جواب ندارم براشون اینه ! من فقط می دونم تا ۵ سال آینده دلم میخواد چه اتفاقایی بیفته ، برنامه ای برای بعدش ندارم ! فقط اینو می دونم یا خودمو از دست این زندگی و نکبتاش کشتم یا اینکه دارم از خوشی های خیلی کوچیک و کمش لذت می برم ! یا یک آدم معتاد می بینی ، یا یک خانم بسیار مقاوم !

** - از اونجایی که امسال هیچ همراهی ندارم که به مراسم مورد نظر شبای قدر برم ، بعد از مراسمات مربوطه در منزل اقوام این شبا رو فقط وبگردی می کنم و کتاب می خونم !

** - شیخی به زنی فاحشه گفتا ، پستی                               هر دم به هوای دگری دل بستی !

        گفتا ، شیخا هر آنچه گویی هستم                                  آیا تو هر آنچه می نمایی هستی؟

منبعش یادم نیست !

** - بسیار خوشحالم که احمق بودم ، هستم و خواهم بود !

پ ن :دوست جونها، از بین این نوشته هایی که برای بازی وبلاگی نوشتم ،موردی بوده که شما ندونید ؟ بس که اینجا از خودم و روحیات و حسام می نویسم ، وقتی با یکی چت می کنم یا حرف می زنم ، می بینم که خواننده های اینجا خیلی چیزا در مورد من می دونن و من تقریبا هیچی در موردشون نمی دونم ! حسم درسته ؟ 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 3:39 AM  توسط ل ی ل ا  |