" میان آهستگی و حافظه رابطه ای وجود دارد ، رابطه ای پنهانی که میان سرعت و فراموشی نیز برقرار است . ...شخصی در خیابان قدم می زند ، در لحظه ای خاص می کوشد چیزی را به یاد آورد ، اما یادآوری و حافظه از وی می گریزد . ناخودآگاه سرعتش را کم می کند و قدم هایش آهسته تر می شوند . در همین فاصله شخصی قصد فراموش کردن اتفاق ناگواری را دارد ، ناخواسته به سرعت گام هایش می افزاید و تندتر قدم بر می دارد ، گویی در تلاش است تا خود را از آنچه که هنوز در این لحظه بسیار به وی نزدیک است ، دور سازد .
درجه سرعت در تناسب مستقیم است با شدت فراموشی ! از این معادله دواستنباط می توان کرد :
۱ - اینکه عصر ما در دستان سرعت گرفتار شده است و به همین علت به سادگی خود را به فراموشی می سپارد .
۲ - دغدغه عصر ما میل به فراموشی است و برای ارضای همین میل در دستان سرعت گرفتار آمده است ، سرعت را انتخاب کرده تا نشان دهد که دیگر نمی خواهد به یاد آورده شود ، نشان دهد که از دست خودش خسته است ، از خود ملول است و می خواهد شعله کوچک و لرزان حافظه را خاموش کند .
هنگامی که همه چیز به سرعت اتفاق می افتد ، هیچ کس نمی تواند از هیچ چیز ــ مطلقا هیچ چیز ــ مطمئن باشد ، حتی از خودش . "
آهستگی - میلان کوندرا