تبليغاتX
ماندن بی من -

ماندن بی من

من ماندم و خو گرفتم به ماندن بی من

 

آقای دوست دیرین این پست رو در مورد من نوشتن ! اولین باری نیست که در مورد من می نویسن و امیدوارم که آخریش هم نباشه ! هر دفعه تو سایه نوشته هاشون خودمو یک کم بیشتر می شناسم ! فکر می کنم خیلی ها منو با همین تصویر بشناسن ولی چیدن این جمله ها و خصوصیت های من کنار همدیگه و توضیح حسای ناشناخته ام خیلی جالبه !

خوشحال میشم که بخونین و نظر بدین !

هستم ، همین دور و برا ! مشغول زندگی و کار و درس نخوندن ! به محض اینکه اولین امتحان تموم بشه و کارای عقب مونده به سرانجام برسه از خجالت خودم و شما در میام !

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 6:59 PM  توسط ل ی ل ا  |