آخرین روزای سال ۸۶ هم اومد ! ![]()
امروز و امشب در تدارکات جشن دیوونه بازی میگذره - به شرط اینکه بعضی ها ترس رو بذارن کنار - تا بازم حسابی بوی دود بگیریم و انرژیمون رو خالی کنیم
فردا هم در تدارک چیدمان هفت سین ! ![]()
اون موقع ها که دختر خوبی بودم به معنای کامل کلمه رام و مطیع و آروم ! هیچ وقت فکر نمی کردم تو سالای آینده هرچی شیطنته از خودم بر میاد ! بخشی از خودم رو شناختم که گاهی وقتا می تونه تا حد مرگ شیطنت کنه ! یعنی میشه امشب انرژی این چند ماه رو خالی کنیم؟! ![]()
پ ن : یک وقت فکر نکنین من از روی آتیش معمولی می پرم ها ! ما یک ساله داریم بوته های گیاهان رو جمع آوری می کنیم که شب چهارشنبه سوری از روش بپریم !
و در کنارش این ترقه های سوتی مانتومون رو بسوزونه ، کفشمون سوراخ بشه ! همسایه ها رو عاصی کنیم ! کلا خونه و کوچه رو بفرستیم رو هوا !
فلسفه چهار شنبه سوری رو می دونم و بهتر از اون می دونم که آزار دیگران یکی از بدترین کاراس ! ولی خب دلم میخواد امشب شیطنت کنم ! حرفیه ؟!