۱ - در پي خواندن اين نوشته ، فعلا به اين نتيجه رسيده ام كه وقتي لذت نمي برم ننويسم.
پ ن : اولين بار شيوا بهم پيشنهاد كرد كه بنويسم و با خودم فكر كردم كه كار خيلي سختيه ، در كمال اعتماد به نفس چند هفته پيش شروع به نوشتن داستاني كردم كه تا امروز بيشتر از صد بار خوندمش و بعد هر خوندني نوع نگارشش تغيير مي كنه ، عجب كار سختيه نوشتن ! ادبي حرف زدن خط اول براي اينه كه شايد معجزه اي اتفاق افتاد و ياد گرفتم چطوري بنويسم !
