عروس ، تازه رسیده بود که مادر بزرگ داماد شروع به حرف زدن کرده بود ..... که با اجازه خانمها میخوام به جای اینکه اهنگی باشه و رقص ، براتون مولودی بخونم ، من دیشب خیلی گریه کردم که چرا باید مجالس عروسی ، مجلس لهو و لعب شده باشه ؟؟..... من وقتی دخترام رو شوهر دادم برای یکیشون حاج محسن طاهری رو دعوت کردیم و به جای عروسی مولودی براشون گرفتیم و برای اون یکی دخترم هم حاج .....حالا از دیشب تا الان همش دارم استغفار می کنم .... به خدا میگم مگه من چه گناهی مرتکب شدم که باید تو این مراسم می بودم ؟!!..... همین موقع خاله داماد شروع می کنه به حرف زدن که مامان جان به ما ربطی نداره .....وقتی ما دیشب یک کلمه گفتیم الان باید سینه زنی بکنیم به خاطر لباس عروس خانوم ، همه بهشون برخورد ..... حالا میخوای مولودی بخونی؟ پاشو بریم که تو مجلس لهو و لعب نباشیم .....
بعد مدتها چنین حرفایی رو می شنیدم .... گاهی وقتا فکر می کردم ، دوره این حرفا تموم شده ، ولی بازم با خودم می گفتم هستن چنین آدمایی ، تا امروز که این حرفا رو از مامانم شنیدم ..... مراسم امروز رو که من نرفته بودم .... ولی وقتی مامان تعریف کرد ، خیلی دلم برای عروس سوخت ...... و شایدم کمی فحشش دادم که چرا چنین حماقتی کرده .....حالا عروس بیچاره ..... نه شب قبل لباسش بد بود و نه مراسم مختلط بود و نه به نظر میرسید خانواده داماد چنین آدمایی باشن ......... آخه یکی نیست به اینا آدما بگه خوب نیاین تو مجلس لهو و لعب ..... شما مسلمونا که اینقدر پایبند اعتقاداتتون هستین ..... به یک بهونه ای که بتونه راضی کننده باشه ، نمی اومدین .... چه اصراری به حضورتون بوده ..... اینکه اشک عروس رو در بیارین براتون جالبه ؟
وقتی اومده بودن خواستگاری ساناز ، گفته بودن بحث حجاب و هر اعتقاد دیگه ای به خودشون ربط داره ، ولی فقط یک چیزی که هست اینه که وقتی عروس میاد خونه پدر داماد باید چادر سرش کنه !!!! هیچ کسی فکر نمی کرد که اینا اینجور باشن .... حتی خود عروس بعد یک سال نامزدی اصلا باورش نمیشد که مادر بزرگ داماد چنین عقایدی داشته باشه .....از غروب که شنیدم دارم فکر میکنم ساناز چه جوری میخواد با این خانواده زندگی کنه ؟ .....نمیگم بقیه خانواده ها عقاید مذهبی ندارن و یا هر چیز دیگه ..... ولی ما تو خانواده مون یاد گرفتیم که عقاید هر کسی مال خودشه ..... اگه شخصی از بعضی شرایط ناراحت میشه میتونه اصلا نیاد .....دلیلی بر بودن و غر زدن و امر و نهی کردنشون نیست .....
جدای از بحث دخالت تو کار بقیه ، این مدل اعتقادات خیلی برام جالبه ......
پ ن :هر چند حوصله بحث کردن در مورد انتخابات و حاشیه هاش رو نداشتم ولی حرفای سیروس ناچارم کرد ....
پ پ ن : حرفای سیروس ناچارم نکرد که کامنت براش بذارم .... بد جور وسوسه ام کرد که بخوام بهش لینک بدم......
