تبليغاتX
ماندن بی من - انتخابات !!

ماندن بی من

من ماندم و خو گرفتم به ماندن بی من

 

بیشتر روز پنج شنبه به آشنایی با دنیای جدید و برگشت چندین ساعته به دنیای قدیم گذشت . دنیای جدید خوب بود ، فقط امیدوارم نتیجه بخش باشه و بتونه وادارم کنه تغییر بکنم . تغییراتی که مطمینم برام مفیده ، از همه چی مهم تر بدست آوردن اعتماد به نفس کمرنگ شدمه .....

پنج شنبه بعد ازظهر ، ستاد اصلاح طلبان ، دیدن وبلاگ نویسهای رأی اولی با اعتماد به نفس فوق العاده شون....تمام مدت ، جز شنیدن حرفای جلسه ، یک موضوع دیگه ، تو پس زمینه ذهنم می چرخید که بد جوری عذابم می داد . اینکه چقدر دوست دارم برگردم و چقدر می ترسم ، ترسم نه از شرایطی که  ممکنه برای یک سیاسی پیش بیاد ( که من هیچ وقت اکبر گنجی نمی شدم ) و نه بابت ستاره دار شدن ، که از تضادای اخلاقی خودم و مشکلی که آزادی های من برای یک سیاسی پیش میاره . حس می کنم شروع دوباره نهایتا منجر میشه به سوختن و ازدست رفتن و خورد شدن همیشگیم . تو دنیای سیاست ایران و شاید جهان آدمی که گذشته پاکی ( از نظر عامه و به طور نسبی) نداره ، محکومه ... محکومه به کنار گذاشتن بخشی از علایق و فعالیت ها و دوست داشتنی هاش .

از این همه انفعال خودم ، از اینکه میتونستم مفید باشم ولی خودم رو سوزوندم ، حالم بد میشه ... ولی چاره ای ندارم جز اینکه باهاش کنار بیام ......

من که هیچ وقت قهر و حرکت انقلابی رو قبول نداشتم و ندارم ، این بار هم مثل تمام انتخابات های گذشته ( جز خبرگان دوره قبل و مجلس هفتم ) به وظیفه شرعی و دینیم ( از دید صدا و سیما ) عمل کردم !! نمی دونم نتیجه انتخابات چی میشه ولی امیدورام که قدرت یکدست نمونه . با وجود اینکه دوست دارم نتیجه ، حداقلی از خواست من رو برآورده کنه ، ولی شکست هم برام عادی شده .....

پ ن ۱ :این بار هم رأی نداد ، معتقده مردم باید اینقدر بدبختی بکشن ، اینقدر اذیت بشن ، اینقدر آب پشت سد جمع بشه ، تا سد بشکنه . هیچ وقت نفهمیدم که جایگزینشون برای این حکومت چیه و فکر می کنم خودشون هم نمی دونن......... هر وقت بهش میگم دوره انقلاب و رادیکال بودن سر اومده ، فقط می خنده و میگه براتون متأسفم و اونم می شنوه من هم برای تو متأسفم.....نمی دونم حق با کیه !! با من یا مهدی ؟!!! هر چند که فهمیدنش هم اهمیت چندانی نداره ....

پ ن ۲ : بالاخره منو بدون چادر ( نماد عقاید دوره های پیش زندگیم ) دید !! فکر کنم جا خورد !!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 9:52 PM  توسط ل ی ل ا  |