پوپک و مژده ازم خواستن وارد یلدا بازی بشم.... خیلی کار سختیه، مخصوصا برای من که هر حرفی که در مورد خودم بوده و دوست داشتم اینجا نوشتم.....خوبی این بازی اینه که آدم ارتباط بیشتری با دوستاش پیدا می کنه و بدی بازی هم در این که افرادی پیدا میشن که با خوندن این حرفاو فراموش کردن حدشون، پاشون رو بیشتر از گلیمشون دراز می کنن. به هر جهت نتونستم روی گل دوستای خوبم رو زمین بندازم . اینم خصوصیتهای من که فکر کنم کمتر کسی ازش خبر داشته باشه
۱ - قهر کردن تو زندگیم هیچ وقت معنی نداشته و نداره و با بدترین موجود هم قهر نمی کنم!!
۲ - از مسافرت ، مهمونی یا جمعهای بیشتر از ۷ یا ۸ نفر ( نهایت ۱۰ نفر ) متنفرم!! نمی تونم فلسفه چنین جمع شدنهایی رو درک کنم و یا حتی تحمل کنم . بیشترش هم بر می گرده به اینکه با آلودگی صوتی خیلی مشکل دارم .
۳ - با وجود اینکه آشپزیم خوبه و از ۱۰ سالگی غذا پختن رو یاد گرفتم ، ولی هر وقت غذا می پزم، به خودم ( بابت ذوق و شوقی که بچگی برای یاد گرفتن آشپزی داشتم و اینکه الان خوب غذا درست می کنم)، به جامعه سنتی و شکم پرست و خوش اشتها و.... فحش میدم ، که به جای اینکه بخورن تا زنده باشن ، غذای خوشمزه هم میخوان و وقت با ارزش من ( حتی وقتی که بیکار باشم ) تلف میشه !! این مورد یکی از بزرگترین مشکلات من با جامعه اس !!
۴ - با تمام ادعاها و روحیات فمنیستی و استقلال طلبانه ام ، خیلی از حمایت ( به نظر خودم بجا ـ در واقع وقتی که در مقابل کسی یا شرایط کم آوردم ـ ) لذت می برم. گاهی وقتا یک جمله که بوی حمایت بده تا مدتها کیفورم می کنه .
۵ - خیلی کم اتفاق می افته که بخوام با کسی که از حدش تجاوز کرده و حریم منو می شکنه ، برخورد کنم . ولی وقتی ظرفیتم تکمیل بشه و کاسه صبرم لبریز ، ممکنه برخوردی بکنم که خودم هم بدونم دور از عقله و بسته به شرایط ممکنه ارتباطم رو قطع کنم و یا در صورت اجبار به ادامه رابطه ، طرف مقابل رو از زبون فوق العاده نیشدارم در امون نذارم . و وقتی این اتفاق بیفته یعنی کینه طرف مقابل در دلم جا خوش کرده و در این صورت بدترین اتفاقها هم برای اون آدم نه تنها باعث نمیشه که از بی اعتناییم کم بشه ، بلکه در عمق وجودم این اتفاق رو در نتیجه بدی اونها در حق خودم بدونم .
منم از شبلی عزیز، روسپیگری ( شاه رخ و سیاه وش )، وصله ناجور ، صادق ، گوریل فهیم می خوام که بازی رو ادامه بدن هر چند که به قول پوپک از وقتش گذشته ولی خوب ....
پ ن : اعترافات شراگیم خیلی جالبه ، وقتی خوندم نمی خواستم این پست رو بذارم .....آخه حرفای من خیلی اعترافات نیست....