دلم میخواهد چند وقتی لابهلای روزمرگی و خیابان گردیهای بیهدف گم بشوم. صبحها از خانه بیرون بزنم و غروب در حال آدامس جویدن به خانه برگردم. بی هیچ تعهد و نگرانی از بابت رابطههای اجتماعی، بی هیچ نگرانی از خستگی جسمانی، شاید 3 روز، شاید یک هفته، شاید هم یک ماه، تا سال تمام نشده باید خودم را دریابم ...
پ ن :بعد از دادن تعداد زیادی تعهد و 12 روز دیوانه کننده، بالاخره ثبت نام کردم ...
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 0:35  توسط ل ی ل ا
|
